برای ایجاد هر نوع اعتماد در بلاکچین ، گره ها باید در مورد پذیرش بلاک ها، در دفترکل توزیع شده ، به توافق برسند.در این مقاله به بررسی الگوریتم تحمل خطای بیزانس می پردازیم:
در الگوریتم های مبتنی بر اثبات ، استخراج کنندگان باید ثابت کنند که آنها می توانند یک بلاک جدید ایجاد کنند. اثبات باید توسط گره های دیگر قابل تأیید باشد. الگوریتم های مبتنی بر اثبات مانند POW ، POS ،DPOS ،POA،POE
الگوریتم های مبتنی بر تحمل خطای بیزانس مانند BPFT ، Ripple، Tendermind
مساله ژنرال های بیزانس مشکلی در علوم رایانه است که دشواری رسیدن چندین گره در یک سیستم توزیع شده برای رسیدن به توافق را توصیف می کند.
چندین ژنرال یک شهر را محاصره کرده اند. هر ژنرال ارتش خاص خود را دارد. چالش این است که ژنرال ها باید در مورد چگونگی حمله به شهر به اتفاق نظر برسند. اگر آنها به توافق نرسند ، حمله آنها ناموفق خواهد بود. ژنرال ها باید با پیام ارتباط برقرار کنند ، با این حال ، این پیام ها قابل اعتماد نیستند زیرا ممکن است پیام به ژنرال دیگر نرسد یا پیام جعل شود.
جهت مشاهده ادامه مقاله به آدرس وب سایت فکت کوینز مراجعه نمایید.
برای درک چگونگی عملکرد اثبات سهام واگذار شده یا اعطایی، ابتدا باید اصول الگوریتم های اثبات کار و اثبات سهام را که در مقالات قبل ذکر شده مطالعه کنید.
بسیاری از افراد الگوریتم اجماع اثبات سهام واگذار شده یا اعطایی (DPoS) را نسخه کارآمدتر از PoS می دانند. PoS و DPoS به عنوان جایگزینی برای الگوریتم اجماع اثبات کار مورد استفاده قرار می گیرند ، زیرا یک سیستم PoW ، به منابع خارجی زیادی نیاز دارد.
الگوریتم اثبات کار برای ایجاد یک دفتر توزیع پذیر ، غیرمتمرکز و شفاف مقدار زیادی کار محاسباتی انجام می دهد. در مقابل ، PoS و DPoS به منابع کمتری احتیاج دارند و بر این اساس ، پایدارتر و سازگار با محیط زیست هستند.
الگوریتم توافق اثبات سهام (DPoS) توسط دنیل لاریمر( Daniel Larimer )، در سال 2014 ساخته شده است. Bitshares ، Steem ، Ark و Lisk برخی از پروژه های ارزهای رمزپایه هستند که از الگوریتم اجماع DPoS استفاده می کنند.
در این روش دارندگان سهام دیگر معتبر بودن بلاکها را تایید نمی کنند بلکه نمایندگانی را از طریق رای گیری انتخاب می کنند تا کار اعتبار سنجی بلاک ها را انجام دهند.
یک بلاکچین مبتنی بر DPoS بر اساس یک سیستم رأی گیری کار می کند که در آن ذینفعان کار خود را به شخص ثالث واگذار می کنند. به عبارت دیگر ، آنها قادر به رای دادن به چند نماینده هستند که شبکه را از طرف آنها امن می کند. این نمایندگان ، شاهد(witnesses) نیز نامیده می شوند. که مسئول دستیابی به اتفاق نظر در هنگام تولید و اعتبارسنجی بلوک های جدید هستند.
جهت مشاهده ادامه مقاله به آدرس وب سایت فکت کوینز مراجعه نمایید

از نظر تریدر حرفه ای مهم نیست بازار خرسی باشد یا گاوی
در این مقاله به 3 استراتژی که یک تریدر حرفه ای بدون توجه به روند بازار برای به دست آوردن سود بیشتربه کار میگیرد، اشاره خواهیم کرد.
تریدرهای تازه نفس و تازه کار فکر میکنند حرفه ای های این بازار صبح تا شب به مانیتورهایشان زل زده اند تا بتوانند معامله خوبی را انتخاب و سود کنند . اما این حقیقت ندارد.
آنچه تریدرهای حرفه ای را از متوسط متمایز میکند کنترل شبانه روزی بازار نیست، بلکه استفاده از استراتژی های آزمایش شده ایست که باعث میشود حرفه ای ها همیشه روی سود باقی بمانند. در این مقاله ما در مورد چگونگی استفاده معامله گران با تجربه از معاملات انتقالی (futures) آتی ، نرخ بهره (funding rate) و حد ضرر شناور( trailing stop ) بحث خواهیم کرد.
هیچیک از این استراتژیهای ساده نیاز به رباتهای معاملاتی خاص یا سپرده ى قابل توجه ندارند. بدین معنی که یک سرمایه گذار برای تولید سود به سرمایه کلانی نیاز ندارد.
بازار کریپتو به بازار پر نوسان معروف است. بیشتر دارایی ها دربازه زمانی 1 تا 24 ساعته ممکن است نوسانی 2 یا 3 رقمی را تجربه کنند.
سرمایه گذاران جذب سودهای هنگفت و درخشان این بازار شده اند. پس دیوانگی محض است که به دنبال سودهای 2 درصدی در ماه باشند. چرا سرمایه گذار درگیر چنین استراتژی “کم سودی “شود؟ اگر این تریدر در ماه 2 درصد سود کند پس سود سالانه او معادل با 27 در صد خواهد بود.
جهت مشاهده ادامه مقاله به آدرس وب سایت فکت کوینز مراجعه نمایید
در ادامه قسمت سوم وایت پیپر اتریوم:
هدف اتریوم ادغام و بهبود مفاهیم اسکریپت نویسی، آلتکوین ها و پروتکل های متای مبتنی بر زنجیره است . این سیستم به توسعه دهندگان و برنامه نویسان اجازه میدهد برنامه های مبتنی بر اجماعی را ایجاد کنند که از قابلیت هایی مثل مقیاس پذیری، استاندارد سازی، ویژگی های کامل، سهولت در توسعه و تعامل متقابل و همزمان برخوردار باشند.
اتریوم از طریق آخرین لایه بنیادی انتزاعی این فعالیت را انجام می دهد. یک بلاکچینی که به زبان برنامه نویسی مبتنی بر تورینگ کامل نوشته شده.و برای افراد شرایط ایجاد قراردادهای هوشمند و اپلیکیشن های غیرمتمرکز را فراهم میکند. تا از این راه قوانینی دلخواه برای مالکیت ،فرم های تراکنش و توابع انتقال وضعیت وضع کنند. مهمترین بخش این است که میتوان نسخه ای از Namecoin را در دو خط کد نوشت. البته بقیه پروتکل ها مثل ارزها و سیستمهای اعتبار سنجی( رپیوتیشن) در کمتر از 20 خط کد نوشته میشوند.
قراردادهای هوشمند، جعبه های رمز نگاری شده با ارزشی هستند که تنها در صورت وجود شرایطی خاص قفل آنها باز میشود. این قراردادها میتوانند بر روی پلتفرم ما که بسیار قدرتمند تر ازپلتفرم بیتکوین است، ساخته شوند. قدرت مضاف این پلتفرم به خاطر وجود قابلیت هایی اعم از تورینگ کامل، بلاکچین هوشمند و وضعیت است.
در سیستم اتریوم، فاز ( وضعیت) از حسابهای کاربری ای تشکیل شده که هر حساب یک آدرس 20 بیتی دارد. انتقال وضعیت ،حامل مبلغ و اطلاعاتی بین کاربران است. 4 بخش یک حساب اتریوم عبارتند از:
جهت مشاهده ادامه مقاله به آدرس وب سایت فکت کوینز مراجعه نمایید

الگوریتم توافق ” اثبات سهام یا دارایی” در سال 2011 در انجمن Bitcointalk برای حل مشکلات الگوریتم اثبات کار ارائه شد. در حالی که هر دو هدف یکسانی برای دستیابی به اتفاق نظر در بلاکچین را دارند ، روند رسیدن به هدف کاملاً متفاوت است.
در اثبات سهام ، نهادهایی به نام اعتبارسنج (Validator) وجود دارند که تراکنش ها را جمع آوری می کنند و بلاک های جدید ایجاد می کنند. در حالی که در اثبات کار ماینرها بلاک ها را استخراج میکنند. هرچه پول بیشتری در PoS سرمایه گذاری کنید ، شانس شما برای اعتبارسنجی یک بلاک جدید بیشتر است.
در اثبات سهام، هیچ پاداش بلوکی وجود ندارد. انگیزه اعتبارسنج برای انجام اجماع صرفاً مبتنی بر جمع آوری هزینه های تراکنش ها است.
در واقع در اثبات کار ماینر ها برای استخراج بلاک جدید باید انرژی مصرف کنند اما در اثبات سهام نودها برای تایید بلاک ها باید شرط بندی کنند

برای تبدیل شدن به یک اعتبارسنج ، کاربر نیاز به ارسال پول (سهام)در نوع خاصی از معاملات دارد. این وجوه در سپرده ای به نام حواله اعتبارسنج قفل می شوند و تنها درصورتی که اعتبارسنج طبق قوانین پروتکل عمل کند ،آزاد می شوند. اگر اعتبارسنج تراکنش تقلبی را در بلوک خود قرار دهد ، سهام خود را از دست می دهد.
کاربرانی که می خواهند در اثبات سهام شرکت کنند ، لازم است مقدار مشخصی سکه را به عنوان سهام خود در شبکه قفل کنند. اندازه سهم ، تعیین کننده شانس انتخاب یک گره به عنوان اعتبارسنج بعدی برای تایید بلوک بعدی است. هرچه سهم بیشتر باشد ، شانس انتخاب نیزبیشترخواهد بود. برای اینکه در این فرآیند تنها ثروتمندترین گره های شبکه انتخاب نشوند ، روشهای منحصر به فردی در فرآیند انتخاب اعتبارسنج وجود دارد.
الگوریتم Proof Of Stake از یک فرآیند شبه تصادفی برای انتخاب یک گره به عنوان اعتبار سنج استفاده می کند ، براساس ترکیبی از عواملی شامل سن ، تصادفی سازی و ثروت گره باشند.
اعتبار سنج معمولا به دو روش “انتخاب تصادفی” و “انتخاب بر اساس سن سکه” انتخاب می شوند.
در روش انتخاب تصادفی ، اعتبارسنجها با جستجوی گره هایی با کمترین مقدار هش و بالاترین میزان سهم انتخاب می شوند. و از آنجا که مقدار سهام به صورت عمومی قابل رویت است ، اعتبارسنج بعدی معمولاً توسط گره های دیگر قابل پیش بینی است.و این ممکن است باعث شود انتخاب اعتبارسنج عادلانه نباشد.
روش Coin Age Selection گره ها را براساس مدت زمان ذخیره سهامشان انتخاب می کند. سن سکه با ضرب تعداد روزهای نگه داشتن سهام به تعداد سهامی که دارند محاسبه می شود. هنگامی که یک گره بلاکی را تایید کرد ، سن سکه آن به صفر می رسد .و باید مدت زمان مشخصی را صبر کند تا بتواند بلاک دیگری را تایید کند .به این ترتیب همه گره ها شانس انتخاب دارند و این روش عادلانه تر است.
مزایای اصلی الگوریتم Proof of Stake بهره وری ، امنیت و انرژی است.
از آنجا که آسان و مقرون به صرفه است . تعداد بیشتری از کاربران برای اجرای گره ها ترغیب می شوند. این امر همراه با فرآیند تصادفی سازی باعث غیرمتمرکزتر شدن شبکه نیز می شود . زیرا برای استخراج بلوک ها دیگر به استخرهای استخراج نیاز نیست. و از آنجا که دیگر نیازی به انتشار بسیاری از سکه های جدید برای جایزه نیست. این امر به ثبات قیمت یک سکه خاص کمک می کند.
اما در این روش گره هایی که دارای سهام بیشتری هستند شانس بالاتری برای اتنخاب دارند که این امر موجب انتخاب ناعادلانه می شود.